[ad_1]

سالروز صدور فرمان مشروطیت، یادآور تلاش پیوسته ملتی باورمند، دادجو و آزادیخواه است که در ۱۱۴ سال پیش توانست اراده خود را بر ساختار بسیط و بی حد و مرز قدرت سیاسی دوران قاجار تحمیل کند و پادشاه را وادار به صدور این فرمان بنیادین و اثرگذار در چهاردهم مردادماه ۱۲۸۵ خورشیدی و گردن نهادن به قانون اساسی نماید و زمینه را برای تحولی بزرگ در گستره ملی و در ساحت‌های مختلف حقوقی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی فراهم آورد.

به گزارش ایسنا، لعیا جنیدی معاون حقوقی رئیس جمهوری در ادامه یادداشت خود در روزنامه «ایران» نوشت: اگر چهار ستون ایران امروز را به ترتیب تاریخی برشمریم: خاک وجمعیت اولین آن، زبان و فرهنگ و مدنیت دومین آن، باور و ایمان و دیانت سومین آن و دادگستری و قانونمداری و مشروطیت چهارمین ستون آن است. بی تردید، هویت ایران کنونی را بدون مشروطیت دیروز و جمهوریت امروز نمی‌توان باز شناخت.

«مشروطیت» که برآمده از فرهنگ سیاسی نوین و برگرفته از ریشه «شرط» در زبان عربی  است، مهار و مشروط کردن قدرتی مطلق، مستبد، خودسر و منفعت طلب را پیگیری می‌کرد که تنها بر محور شخص پادشاه و حلقه پیرامون او در گردش بود. بدین ترتیب، هدف از مشروطیت استقرار نظامی مشارکتی و کارآمد به جای ساختار ناکارآمد قدرت موجود بود که در آن رابطه میان ملت و حاکمیت بر اساس یک قانون اساسی به عنوان میثاقی فراگیر و ملی تنظیم شود؛ میثاقی که از یک سو حدود قدرت و از دیگر سو حقوق ملت را به روشنی، مشخص کرده باشد.

از همین رو، فرمان مشروطه و دستور تشکیل مجلس شورای ملی را می‌توان آغاز دوران حکومت قانون در ایران نوین و دگرگونی روش قانونگذاری، از توشیح‌ ملوکانه به قوانین مکتوب، مدون و مصوب نمایندگان منتخب مردم و رخدادی مانا و درخشان در تاریخ این سرزمین قلمداد کرد.

جنبش مشروطه‌خواهی که به صدور فرمان قانونگرایی و تأسیس مجلس قانونگذاری رهنمون شد، حرکتی تحول آفرین بود که قانونمندی، برابری همگان در برابر قانون، مطلق نبودن فرمانروایی، مشارکت مردم در امور سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و سرانجام استقلال و حاکمیت ملی را نوید می‌داد. پیروزی این حرکت اجتماعی، منجر به تعیین حقوقی برای ملت، ترسیم حدودی برای حکومت و تشکیل ساختارهای سیاسی – حقوقی و نهادهای قانونی کشور شد. این جنبش بی همتای تاریخ معاصر ایران، دستاوردهای اثرگذار و ماندگاری به همراه داشته است که به هدف ترویج آرمان‌های درخشان آن و تکریم آرمان گرایانی که در ایجاد این بنای نیک بنیاد، فداکاری کرده‌اند، در چند بند مورد بازخوانی قرار گرفته است:

یک – تأسیس نخستین مجلس قانونگذاری به انتخاب مردم: مجلس شورای ملی پس از گشایش در ۱۴ مهر ۱۲۸۵ خورشیدی اقدامات مهم و ماندگاری را به فرجام رسانده است:

الف) تدوین نخستین قانون اساسی: نخستین وظیفه مجلس، تهیه قانون اساسی بود که با مشارکت نخبگان و بهره‌برداری از قوانین اساسی برخی کشورها و تطبیق آن با موازین شریعت اسلام در ۵۱ اصل تدوین و به تأیید و امضای مظفرالدین شاه رسید. اگر چه پادشاه با امضای فرمان مشروطیت، حقوق مردم را به رسمیت شناخت، ولی کاستی اصلی این قانون اساسی در عدم تصریح به حقوق و آزادی‌های اساسی ملت و عدم تعیین مسئولیت برای حاکمیت در برابر مردم بود. از همین رو، در کمتر از یک سال نخستین «بازنگری قانون اساسی مشروطه»، انجام و تحت عنوان متمم قانون اساسی و در چارچوب یک اصل الحاقی به این قانون به امضای محمدعلی شاه رسید. متمم قانون اساسی دارای ۱۰۷ اصل بود و به موضوعاتی چون برابری حقوق افراد، آزادی‌های عمومی، تفکیک قوا، مسئولیت دولت و لزوم پاسخگویی وزیران در برابر مجلس پرداخته بود.

ب) تصویب قوانین فاخر و اثر گذار: به رغم فقدان سابقه قانونگرایی و تجربه قانونگذاری، آغاز مشروطیت مقارن با دوره ای از تقنین متین و مستحکم است که حاصل آن در قانون اصول محاکمات جزایی سال ۱۲۹۰خورشیدی، قانون مجازات عمومی سال ۱۳۰۴ و جلد اول قانون مدنی سال ۱۳۰۷ و جلد دوم آن در ۱۳۱۳مشاهده می‌شود؛ متون قانونی که هم اینک نیز از جمله قوانین فاخر و در شمار میراث مهم حقوقی و فرهنگی این دوران است.

دو – تبیین حقوق اساسی ملت و تحدید اختیارات حاکمیت : دومین دستاورد این حماسه بزرگ، تبدیل سلطنت مطلقه به سلطنت مشروطه و به عبارت بهتر مشروط نمودن قدرت سیاسی به قانون بود. بر این اساس اختیارات پادشاه، محدود و بسیاری از صلاحیت‌های حاکمیتی به نهادهای قانونی واگذار شد. منشأ قدرت پادشاه نیز که تا پیش از آن آسمانی تعریف می‌شد و نسبتی با ملت نداشت، در اصل ۳۵ متمم قانون اساسی با این تعبیر«سلطنت موهبتی الهی است که از طرف مردم به‌شاه به ودیعه داده شده است»، به مردم منتسب  شد و نقش مردم در تعیین حکومت و ترکیب حاکمیت، مورد تأکید قرار گرفت.

سه – تشکیل هیأت وزیران: تا پیش از انقلاب مشروطه، ‌شاه امور کشور  را به صورت فردی اداره می‌کرد و تصمیم‌گیری در ساحت‌های مختلف فردی و اجتماعی را خود انجام می‌داد، ولی بر پایه اندیشه قانونمند شدن امور، تدوین قانون اساسی، تأسیس قوای سه‌گانه و تحدید اختیارات شاه، روش حکمرانی تغییر کرد و در سودای تحقق این حق اساسی ملت که حکمرانان باید در برابر آنها پاسخگو باشند، مقرر شد نهادهای نخست وزیری و هیأت دولت تنها پس از گرفتن رأی اعتماد از مجلس مستقر شوند.

چهار – تأسیس دادگستری نوین: یکی از علل اصلی خیزش عظیم مردم و مشروطه‌خواهی آنها، بی قانونی و ستم بی حساب حکومتگران بود. به همین سبب، آرزوی ایجاد عدالتخانه در کنار آرمان تدوین قانون اساسی و تشکیل مجلس قانونگذاری، در ردیف اصلی ترین خواسته‌های رهبران مشروطه و مردم قرار داشت. در حقیقت، تأسیس دادگستری نوین در کشور به همت اندیشمندان مجرب بویژه مرحوم علی اکبر خان داور، پاسخی درخور به خواست مشروع مردمی بود که از قضاوت دلبخواهانه و نبود آیین دادرسی منصفانه به تنگ آمده بودند.

پنج – تحول فرهنگ سیاسی مردم: از جمله دستاوردهای مهم حماسه مشروطه‌خواهی، ورود و ترویج مفاهیم نوینی چون حقوق اساسی، برابری مردم، حکومت قانون،  انتخابات، آزادی بیان، تفکیک قوا و … به فرهنگ سیاسی جامعه بود. با وجود تبعیض، بی عدالتی از یک سو و فقر و محرومیت عمومی از سوی دیگر، انگیزه رسیدن به جامعه ای با آرمان‌های مشروطه خواهان در میان مردم تقویت، و باور پیشین نسبت به برخی ارزش‌ها از جمله تقدس جایگاه پادشاه و حکمرانان به چالش کشیده شد.

شش – تغییر جایگاه مردم در فرهنگ حقوقی – سیاسی: تا پیش از صدور فرمان مشروطیت، رابطه حکومت با مردم، رابطه ای عالی به دانی و بر مبنای فرمانروایی و فرمانبری محض بود. از همین رو، ادعای وجود حق برای مردم در برابر حاکمیت متصور نبود. ولی پس از تدوین و تأیید قانون اساسی و متمم آن، برای نخستین بار کلمه «رعیت»، از فرهنگ حقوقی – سیاسی ایران حذف و حقوق ملت، طی اصول هشتم تا بیست و پنجم متمم قانون اساسی تعریف و عنوان «شهروند» به رسمیت شناخته شد. براساس اصل هشتم: «اهالی مملکت ایران در مقابل قانون دولتی متساوی‌الحقوق خواهند بود.» اصل نهم نیز مقرر می‌کند که «افراد مردم از حیث جان و مال و مسکن و شرف محفوظ و مصون از هر نوع تعرض هستند و متعرض احدی نمی‌توان شد، مگر به حکم ترتیبی که قوانین مملکت معین می‌نماید.»

بخش بزرگی از آرمان‌های جنبش ۱۲۸۵ که از عینیت یافتن بازماند، بار دیگر در امواج حرکت بزرگ و تاریخی ۱۳۵۷ مردم ایران رخ نمود و بر همین بنیاد، شمار زیادی از اصول قانون اساسی مشروطیت به ویژه اصول مربوط به حقوق و آزادی‌های ملت، دیگر بار در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بازتاب یافت. همین واقعیت،  نشان می‌دهد راهی که بیش از قرنی از آغاز آن می‌گذرد، هنوز بخش‌های نارفته بسیار و اهداف دست نایافته پرشمار دارد. آرمانی که تحقق آن اهتمام بی وقفه حکومت و ملت هر دو را می‌طلبد.

معاونت حقوقی رئیس جمهوری ضمن گرامیداشت سالروز صدور فرمان مشروطیت که نقطه عطف تاریخ معاصر ایران است، اعلام می‌دارد که برای دستیابی به این آرمان و در مقام ایفای بخشی از تعهد دولت‌های یازدهم و دوازدهم، افزون بر تهیه و معرفی «منشور حقوق شهروندی» و «سند آسیب شناسی و توسعه نظام حقوقی»، لوایحی چون «لایحه نهاد ملی حقوق بشر و شهروندی»، «لایحه شفافیت »، «لایحه مدیریت تعارض منافع در خدمات عمومی»، «لایحه مسئولیت مؤسسات عمومی»، «لایحه آزادی اجتماعات و راهپیمایی‌ها» و لوایح مهم دیگری را تهیه و تدوین کرده است. امید است با همکاری و همراهی مجلس شورای اسلامی این لوایح بنیادین نیز مانند «لایحه اعطای تابعیت به فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی»  و آیین‌نامه آن به سرانجام رسیده و تأثیر خود را در تعمیق تمدن و فرهنگ این مرز و بوم کهن  بر جای بگذارند.

انتهای پیام

[ad_2]

Source link


[ad_1]

ایسنا/آذربایجان شرقی می‌خواستند زخمش را ببندند، مجروح اصرار می‌کرد که دست به لباس او نزنند، و بگذارند جان بدهد، تعجب کردند، بالاخره ستارخان نصیحت کرد که موافقت بکند تا زخم او را ببندند. مجروح از روی ناچاری گفت “من مرد نیستم، دخترم و میل ندارم لباس از تن بکنم”. ستارخان منقلب و چشمانش پر از اشک شده گفت: دخترم من که هنوز زنده‌ام، تو چرا به جنگ رفتی.

به گفته پیرمردان و پیرزنان تبریزی، نام این شیر زن مجاهد «تئللی» بود، تئللی، همان آیلار سریال “ایراندخت” است که مورخان معتقدند بعید به نظر می‌رسد نام دختر مجاهد قشون ستارخان، آیلار باشد و صاحب این کاراکتر به احتمال زیاد همان تئللی است که دفاع از وطن را به ظرافت‌های زنانه ترجیح داده بود و تا قبل از زخمی شدنش، کسی نمی‌دانست یک دختر پا به پای مردان می‌جنگد.

کسی تعداد واقعی تئللی‌ها را نمی‌داند، ولی مسلم است که تئللی‌های زیادی گمنام در سنگرها جنگیده‌ و گمنام شهید شده‌اند. زنان هر محله‌ی تبریز، وامدار مادر مبارزشان، زینب پاشا و سربازان گمنانی بودند که تحت تاثیر شرایط اجتماعی ایران از آن دوره تاکنون نیز گمنام مانده‌اند.

جنگ، چهره‌ی زنانه نداشت و زنان آذربایجان به ویژه تبریز، پای کار آمدند تا سنگر مشروطه‌خواهان خالی نماند، از رساندن آذوقه به مبارزان تا فشنگ سازی از جمله کارهایی بودند که زنان و دختران آذربایجان در راه دفاع از تبریز و نهضت آزدیخواهانه مشروطه انجام می‌دادند.

محمد سعید اردوبادی در کتاب “تبریز مه آلود” در روایتی از ستارخان نقل کرده است که سردار در گفت‌وگویی با یکی از مبارزان در خصوص نقش زنان گفته بود: “به نظر من زنها هم می‌توانند و باید بار انقلاب را به دوش بکشند. دلیلی وجود ندارد که آن‌ها نتوانند جزو قوای محرک انقلاب باشند.”

همچنین اردوبادی در ادامه این گزارش از زبان قهرمان داستان نوشته است: “زنان تبریز در هر صورت، همان زن‌هایی که ناصرالدین شاه دیده و توصیف کرده، نیستند. آنها برخلاف نظر شاه تنها برای پخت و پز ساخته نشده‌اند، بلکه در عین حال شایستگی انجام هر کار دیگری را نیز دارند.”

به جز تئللی، همسر علی و دختران موسیو (تاجر تبریزی) هم جزو مبارزان شناخته شده در نهضت مشروطه بودند و نقش بسیار مهمی در تامین گلوله داشتند، گلوله‌ها که اغلب از طرف قفقاز می‌آمدند و به دست قوای دولتی مصادره می‌شدند، از این رو واردات نرمه گلوله و پوکه گلوله به صورت جداگانه راه حل مناسبی بود، چرا که هیچ یک از این‌ها حتی در صورت مصادره نیز به درد دشمن نمی‌خورد، زنان تبریز، این گلوله‌ها را با گوگرد پر کرده و آن‌ها را به گلوله‌های کاملی تبدیل می‌کردند که در سنگر مجاهدان توزیع می‌شد.

مجید رضازاد عموزین‌الدینی در مقاله‌ای مروری که از منابع موثق تاریخی تدوین کرده با اشاره به نقش زنان در نهضت مشروطه نوشته است:

نهضت مشروطه، حاصل تلاش و جانبازی افراد بسیاری بود که زمینه آن را، پیش از وقوع آن مهیا کردند و تا مدت‌ها پس از آن نیز، در راه تحقق آرمان‌های آن کوشیدند. در واقع این نهضت، راه‌گشای اعتراض‌های بعدی شد. به گونه‌ای که مردم دیگر نسبت به عملکردهای هیئت حاکمه بی‌تفاوت نبودند و در بسیاری از مسایل، اعتراض خود را بروز می‌دادند. زنان در لحظه لحظه این حرکت مهم سیاسی ـ اجتماعی فعالانه حضور داشتند و هنگامی که مخالفت با دولت آغاز شد و مردم در مسجد شاه تهران، بارها و بارها بست نشستند، زنان نیز عهده‌دار مسئولیت‌های مهمی بودند. آنان ضمن همراهی با مردان درآوردن علما به مسجد برای سخنرانی، مسئولیت حفظ جان علما را هم به عهده داشتند. 

یکی از این زنان، زن نیرومندی بود که در همه جا، او را به اسم زن حیدرخان تبریزی می‌شناختند. او از طرف زنان آزادی‌خواه تهران وظیفه داشت تا هر وقت علما برای سخنرانی بالای منبر می‌رفتند، با کمک دیگر زنان و با چماق‌هایی که در زیر چادر پنهان می‌کردند، ضمن اشغال اطراف منبر، آماده می‌شدند تا در صورتی که طرفداران استبداد قصد بلوا و اغتشاش داشتند به سرکوب آنها بپردازند.

یکی از بهترین توصیفات درباره‌ی نقش زنان در دوره مشروطه، بیان مورگان شوستر آمریکایی است که در همین اوان یعنی بعد از انقلاب مشروطه در کتاب خود تحت عنوان «اختناق در ایران» در مورد نقش سیاسی زنان به خصوص بعد از اولتیماتوم روس به مجلس مشروطه ایران نوشته است: «زنان ایران، نمونه‌ی مشعشعی از لیاقت و دل‌های پاکیزه خود، در قبول خیالات جدیده، اظهار نموده و با تهور و مجاهدت به تکمیل خیالات خویش مشغول گشتند».

به نوشته ژانت آفاری (Janet Afary) «در جنگ داخلی تبریز (۱۹۰۸ ـ ۱۹۰۹) زنان شهری و روستایی در ارتش مقاومت آن دیار، که تازه تاسیس بود، جنگیدند. آذربایجان و نواحی غربی دریای خزر را یونانیان باستان سرزمین قبیله افسانه‌ای زنان آمازون می‌دانستند و تبریز، گویی در تعبیر این افسانه، شاهد قیام جنگاوران زن با لباس مبدل در صفوف مقاومت شد».

در ژوئن ۱۹۰۸ که مجلس به توپ بسته شد و مرکز مشروطیت به تبریز انتقال یافت، گروه‌های زنان این شهر به نهضت مقاومت پیوستند و برای اعاده مشروطیت مبارزه کردند. در جریان محاصره‌ی چندین ماهه تبریز توسط قشون سلطنتی، گروه‌هایی از زنان با شجاعت و دلیری تمام با لباس مبدل برای دفاع از شهر به مردان ملحق شدند.

«روزنامه انجمن تبریز»؛ در یکی از شماره‌های خود در این زمینه و در ذیل «انقلاب و نسوان تبریز» چنین گزارش می‌دهد:

«شیرزنان تبریز را در این دوره انقلاب موقع مخصوصی است که تاکنون در اوراق ملی موضوع بحث نگردیده، این نکته حیرت‌افزا که معیار حسیات و میزان شجاعت و بسالت جنس آذربایجانی می‌تواند شد بلخاصه جالب نظر دقت خبرنگاران جراید اروپا بوده و بارها غیرت و دلیری مردانه نسوان آذربایجان زمینه مقالات [ایشان را] تشکیل و ستون‌های روزنامجات معتبر را اشغال نموده است».

… در محاربات سابق اجساد شیرزنان مسلح در میدان‌های جنگ (امیرخیز) و (خیابان) میان شهدای حریت پیدا شده است. «به موجب استخبارات صحیحه و اطلاعات موثقه که در دست داریم، هستند زنان شیرافکن در یک نقطه مهمه شهر که بگاه جنگ با تغییر قیافت به یک مهارت خصوصی که در کار تیراندازی دارند، سینه دشمن را می‌شکافند و آتش به فرق نامردانه سپاه یزید می‌بارند».

در همین شماره از روزنامه «انجمن»، نامه‌ای از طرف زنان تبریزی خطاب به «عین‌الدوله» فرمانده قشون دولتی آورده شده که خلاصه‌ای از متن آن چنین است: «حضرت والا شاهزاده عین‌الدوله ما طایفه نسوان تبریز از خواب بیدار شده و زنجیر استبداد را یک باره پاره کرده‌ایم، تنها شما را خواب غفلت گرفته و خدا و پیغمبر را فراموش کرده به محمدعلی‌میرزا فریب خورده‌اید جای تعجب است که شما قبلاً تلاش می‌کردید که محمدعلی‌میرزا ولیعهد نشود ولی امروز به امر وی به تبریز لشکر کشیده و خون مسلمانان را جاری نموده‌اید». «راه آذوقه و آب را به روی ملت بسته نام خویش را تالی نام‌های شمر و عمرابن‌سعد می‌کنی، آفرین به عقل و درایتت ای حضرت والا که در این آخر عمر فریفته مواعید آن بدتر از یزید [محمدعلی‌شاه] بوده مصیبتی را که به سر حضرت‌حسین (ع) آوردند، می‌خواهی به سر مسلمانان و شیعیان درآوری، عجب‌تر این است که خیال می‌کنی با این مظالم ملت از مشروطه دست برمی‌دارند و با بستن راه آذوقه تسلیم بی‌ناموسان می‌گردند. هیهات؛ ای حضرت والا که خطا رفته و غلط تصور فرموده‌اید، ما تا چند ماه آذوقه داریم بعد از آن برگ درختان و گیاه می‌خوریم. با میوه سدجوع می‌نماییم، حتی گوشت گربه و سایر حیوانات می‌خوریم، بالاخره در خون خود می‌غلتیم و تابع هوای نفس محمدعلی‌میرزا نمی‌شویم، ولی شما بدنام می‌گردید» شما با این عمل خود؛ «خودتان را که رتبه صدارت داشتید هم ترازوی صمدخان دله و رحیم‌خان دزد کردید…»

به نوشته «آفاری»؛ در جنگ‌های دوره مشروطه؛ «زنان دهقان در روستاهای کوچک آذربایجان نوزادان را به کول خود بستند و تفنگ به دست گرفتند و دوشادوش مردان جنگیدند. «حبل‌المتین» گزارش داد که در یکی از نبردهای تبریز، 20 زن با لباس مردانه در میان کشته‌ها یافت شده‌اند.

به هنگام محاصره یازده ماهه‌ی تبریز، زنان این شهر همچنین اغلب کارهای پشت جبهه را برعهده داشتند. آنان برای مجاهدان غذا می‌پختند، لباس می‌دوختند، جوراب می‌بافتند، پوکه‌های خالی فشنگ را پر می‌کردند، از سنگری به سنگر دیگر خبر و غذا می‌رساندند، شبنامه پخش می‌کردند. پرستاری و مداوای زخمیان را نیز برعهده داشتند. یکی از این زنان می‌گوید: در بحرانی‌ترین روزهای قیام مجبور بودیم برای رعایت اصول پنهان‌کاری «تکه‌های نان را زیر چادر به سینه و شکم‌مان ببندیم و به سنگر مجاهدان برسانیم.

زنان دیگری نیز بودند که مجاهدان را کمک مالی می‌کردند. آنان حتی از بذل زینت‌آلات و جهیزیه خود در راه پیشبرد انقلاب مضایقه‌ای نداشتند. علاوه بر این کارها؛ گروهی از زنان نیز در سنگرها می‌جنگیدند و بی‌محابا از کشتن و کشته شدن هراسی به دل راه نمی‌دادند.

زنان در جریان جنگ نه تنها در کارهای پشت جبهه شرکت داشتند، بلکه بسیاری در لباس مردانه و تعداد زیادی با همان لباس زنانه به سنگرها رفته و در نبرد با دشمنان آزادی شرکت جستند و تعدادی از آنها نیز در خون خود غلتیدند. از قول پاولویچ نویسنده تاریخ مشروطیت می‌خوانیم: «عکس یک دسته شصت نفری از زنان چادر به سر ایرانی تفنگ بر دست در اختیار ماست. اینها محافظ یکی از سنگرهای تبریز بودند».

شدیدترین درگیری‌های دوره مشروطه؛ در تبریز روی می‌دهد که طی آن ستارخان و باقرخان رهبری نیروهای مخالف استبداد را برعهده می‌گیرند. در این درگیری‌ها، زنان مشروطه خواه نیز در یاری رساندن به مردان اندکی اهمال روا نداشتند و به قول ناظم‌الاسلام: «عورات آذربایجان قطار فشنگ می‌بندند و با حالت محزونی بچه خود را شیر می‌دهند. مانند نره‌شیران در میدان جنگ می‌کوشند که دست بی‌ناموسی به او دراز نشود».

در اثنای این کشمکش‌ها، جمعی از زنان تبریز نیز، که به تشکیل «کمیته زنان» همت ورزیده بودند، تلاش داشتند تا در تماس با کمیته زنان ایرانی مقیم استانبول، فریاد مظلومیت مردم تبریز را به گوش جهانیان برسانند.

منابع مورد استفاده در مقاله‌ای تحت عنوان ” نگاهی اجمالی به نقش زنان آذربایجان در انقلاب مشروطه”، نوشته مجید رضازاد عمو زین‌الدینی، قابل دسترسی است.

انتهای پیام

[ad_2]

Source link